شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

168

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

قناعت نكند به چيزى كه دارد وجد و سعى مىنمايد « 38 » در طلب زيادتى خود را هميشه در تعب و رنج انداختن است « 39 » . پس واجب است بر شما كه التزام كنيد و اكتفا نمائيد به آنچه خداى تعالى انعام كرده است شما را . 12 ، 13 - اى طالبان طلا و نقره جمع اين هر دو از براى نفس خود مىكنيد يا از براى همان طلا و نقره ؟ و هرگاه جمع آريد آنها را و رغبت و ميل داشته باشيد به آنها پس چه چيز شما را بر آن مىدارد كه به آنها چيزهاى حقير خريد و فروخت كنيد ؟ آيا اعتبار نمىكنيد و نمىدانيد كه طلا و نقره جمع‌كننده و سعى نماينده آن را مقصود به ذات نيست بلكه از براى چيزهاى ديگر است كه بيرون ازوست و ما گفتيم كه [ 48 - ب ] آنچه تو به آن احتياج دارى در تست و بيرون از تو نيست . و بر شماست تحصيل حكمت و دانائى به درستى كه حكمت روشنى نفوس است و به حكمت ظاهر مىشود فضايل و كمالات و اخلاق نفوس ، پس التزام كنيد حكمت « 40 » و دانائى را كه از خصوصيات صورت است در ابتداى خلقت . و در اكل و شرب اسراف منمائيد بدرستى كه از شكل و لوازم هيوليست كه خوار و حقير است و چيزى است كه به سبب صورت صورت تمامى مىيابد . پس مشابهت پيدا كنيد به صورت از براى آنكه او محرك است به قوتى كه خالق آن در آن پيدا كرده است « 41 » و آفريده به خصوصيات و لوازم قبولى « 42 » كه به سبب صورت وجود يافته ، و به حركت او متحرك است ميل و رغبت منمائيد . 12 ، 14 - مىگويم من كه اميرس شاعر در طريق حكمت بر صواب بود ، اين نيز كه گفته است هيولى مثال زن است و صورت مثال مرد ، راست است و خطا نيست .

--> ( 38 ) - اساس : شما را كه جميع محتاج اليه را طبيعت آماده و مهيا ساخته است خود سعى نمودن . ( 39 ) - د : زيادتى هميشه در تعب و رنج است . ( 40 ) - اساس : « حكمت » ندارد . ( 41 ) - د : « است » ندارد . ( 42 ) - د : هيولى .